غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
305
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
سعيد المصرى بجهان جاودان شتافت و در سنهء اربع و خمسين و ثلاثمائه ابو حاتم محمد بن جان البستى صاحب صحيح و ديگر مؤلفات گلشن حيات بدرود كرد و در سنهء خمس و خمسين و ثلاثمائه خواجه احمد ابدال چشتى حسينى رضى اللّه عنه روى به رياض رضوان آورد و چنانچه در نفحات مذكور گشته آن سيد حميدهصفات پسر سلطان فرسنافه است و سلطان فرسنافه را خواهرى بود بغايت صالحه روزى شيخ ابو اسحق شامى ويرا گفت كه برادر ترا پسرى خواهد بود كه او را شانى عظيم باشد بايد كه محافظت حرم برادر كنى كه در ايام حمل لقمه شبهه نخورد لاجرم آن ضعيفه ريسمان رسته بفروختى و از آن ممر ما يحتاج زن برادر را سرانجام كردى تا در سنهء ستين و مأتين خواجه احمد متولد گشت و چون مدت بيست سال از عمر عزيزش درگذشت روزى با پدر خود كه حاكم ولايت چشت بود به شكار رفت و در اثناء صيد از پدر جدا افتاده در ميان كوهى ديد كه چهل تن از رجال اللّه بر سر سنگى ايستادهاند و شيخ ابو اسحق شامى در ميان ايشان است حال بر وى متغير گشت و از اسب پياده شده در پاى شيخ افتاد و پشمينه پوشيده روى بوادى مجاهده و رياضت نهاد و هرچند پدرش سعى نمود او را بازنتوانست آورد بالاخره پدر نيز بر دست وى توبه كرد و خواجه احمد را ولدى بود محمدنام و سيد محمد در سن بيست و چهار سالگى تكميل علوم دينى و معارف يقينى نمود و در سنهء احدى عشر و اربعمائه از عالم انتقال فرمود و در سال مذكور يعنى خمس و خمسين و ثلاثمائه ابو بكر محمد بن عمر بن محمد البغدادى جهان فانى را وداع كرد در تصحيح المصابيح مسطور است كه محمد چهارصد هزار حديث ياد داشت و ششصد هزار حديث مذاكره مىنمود و در سنهء سته و خمسين و ثلاثمائه صاحب التصانيف ابو على اسمعيل بن القاسم البغدادى در اندلس بعالم عقبى شتافت و در ذى قعده سنهء ستين و ثلاثمائه قرامطه دمشق را تسخير نموده حاكم آن بلده جعفر بن فلاح را راح مرك چشانيدند و در آن وقت سردار ايشان حسن بن احمد برادرزادهء ابو سعيد جبائى بود و در سنهء احدى و ستين و ثلاثمائه سعيد بن ابو طاهر نجس از عالم رفته برادرش ابو يعقوب قايممقام شد و همدرين سال حافظ محمد بن الحارث بن اسد القيروانى كه مصنف تاريخ اندلس بود و در قرطبه اقامت داشت وفات يافت ذكر خلافت الطايع لله ابو بكر عبد الكريم بن المطيع و بيان آنچه در ايام دولت او واقع شد از گردش فلك منيع در همانروز كه المطيع للّه از امر خلافت استعفا نمود امرا و اركان دولت نسبت به ولدش الطايع للّه در مقام مطاوعت آمده شرايط مبايعت بجاى آوردند و هم در آن ايام ميان اتراك و عز الدوله بختيار مهم بنزاع و جدال انجاميد عز الدوله فرار بر قرار اختيار كرد و به طرف واسط رفته از ابن عم خويش عضد الدوله كه فرمانفرماى ممالك فارس